ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
431
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
دارد ، از لحاظ ما مهم است ، بخصوص كه در موارد بسيار مطالب آن را از منابعى گرفته كه به دست ما نرسيده است . وقتى از مناطقى كه به تعبير خانيكوف « سرزمينهاى ناشناس » است - چون قهستان و زابلستان يا دل « جزيرة العرب » و سودان و حبشه - سخن مىكند روايت وى اهميت خاصّ مىيابد . 159 مؤلّف به كسب اطّلاع علاقهء فراوان دارد و به خلاف غالب درويشان از تعصب دينى به دور است . در مسير خود به بعضى از جهانگردان اروپايى برخورده و از آنها دربارهء بلادشان سؤال كرده است . از كلمهء فرنگى ، فرانسويان و اتريشيان و انگليسيان را منظور دارد . در موارد بسيار نظريّات سطحى و كهنه دارد ، مثلا روسيان را ، چون بقيّهء فرنگان « صورتگرانى » مىداند كه « جان ندارند » . 160 نمىتوان بتأكيد گفت كه كتاب وى بجز مطالب جغرافيايى اطّلاعات معتبرى از اديبان و طوايف مختلف دينى آسيا دارد . 161 كتاب شروانى اگر چه يك وثيقهء انسانى جالب است ولى به طور كلّى به نوشتههاى قرون وسطاى اسلامى وابسته است . نيم قرن سلطنت ناصر الدّين شاه ( 1848 - 1896 ) 162 دوران تازهاى است كه در اثناى آن تأليف جغرافيايى رونق گرفت . البتّه رشتههاى قديمى چون سفرنامه و فرهنگنامه و گزارش اقليمى همچنان مورد توجّه بود ، ولى بيش از هر چيز سبك نوشتن ، البتّه بتدريج ، تغيير اساسى يافت و نثر پر تكلّف قرون پيش جاى خود را به زبان ساده و قابل فهم داد كه بر نوشتههاى ادبى و علمى و مؤلفاتى كه براى خوانندگان فراوانتر فراهم مىشد نفوذ يافت . يكى از مؤلّفات دوران جديد به قلم يكى از مردان بزرگ اين عصر ، رضا قلى خان ( 1800 - 1871 ) ، كه مورّخ و اديب و شاعر و يكى از دستياران و مقربان ناصر الدّين شاه و نخستين مدير دار الفنون ، اوّلين مؤسّسهء تعليمات عالى ايران ، بود نوشته شد . 163 شاه به سال 1815 وى را به سفارت به سوى خيوه فرستاد تا پارهاى اختلافات ايران و خانات آنجا را حل كند . او گزارشى از سفر خود به صورت يادداشتهاى روزانه نوشته كه حاشيه بسيار دارد . شفر خاور شناس اصل و ترجمهء فرانسه را با هم چاپ كرد و كتاب از دههء هشتم قرن پيش به قلمرو مطالعهء زبان فارسى در قارّهء اروپا درآمد . مطالب كتاب منحصر به خيوه نيست ، زيرا رضا قلى خان بجز آن ، گزارشى از طبرستان و مازندران دارد و در قسمت آخر كتاب بخارا ، فرغانه ، تركستان چين ، هرات ، و مرو را وصف مىكند ، ولى طبعا خيوه محور اساسى كتاب است ، و دربارهء شهر و ولايت و توابع و شخصيتهاى بزرگ مقيم آنجا و هم از تاريخ خانات خيوه سخن دارد . از عادات و رسوم مردم و چيزهاى جالب آنجا نيز غافل نيست . با خان خيوه در مسائل مختلفى كه مربوط به تاريخ اسلام نيز مىشود گفت و گوهاى مفصّل دارد . در خاتمه نيز بعضى از حوادث مربوط به روابط خيوه و ايران را كه پس از سفر وى رخ داده به قلم مىآورد . كتاب كه از لحاظ سرگذشت مؤلّف نيز جالب است ، از نظر تاريخ خانات خيوه وثيقهاى بسيار معتبر به شمار است و مورّخان معتبر ، بخصوص محمّد حسن خان ،